محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6183

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مردم بسيار برون شده بودند . برفت تا مقابل اردوگاه ابو احمد رسيد . بر آن ميانشان زد و خوردى شد كه از سپاه ابو احمد بيشتر از پنجاه كس كشته شد ، سفيدپوشان برفتند تا بيشتر از نيم فرسنگ از اردوگاه گذشتند . چند كشتى از اردوگاه ابو احمد به طرف آنها عبور كرد كه ميانشان تصادمى بود و چند كشتى را با جنگاوران و ملاحانى كه در آن بود ، گرفتند و آنها را به بند كردند . محمد بن عبد الله بازگشت و به ابو عون دستور داد كه مردم را باز گرداند . پس ابو عون سوى تماشاييان و عامه فرستاد كه آنها را بازگردانيد و با آنها سخنان درشت گفت و دشنامشان گفت و او را دشنام گفتند ، يكى از آنها را ضربت زد و او را بكشت كه عامه به دو حمله بردند و از مقابل آنها برفت . و چنان بود كه چهار كشتى از كشتيهاى مردم بغداد بجا مانده بود . وقتى ابن - ابى عون از مقابل عامه به هزيمت رفت ، مردم اردوى ابو احمد در آن نگريستند و چند كشتى به طلب آن فرستادند و آن را گرفتند و يك كشتى را كه ارابه اى از آن بغداديان در آن بود بسوختند . عامه بىدرنگ سوى خانهء ابن ابى عون رفتند كه آن را غارت كنند گفتند : « به تركان متمايل شده و با آنها كمك كرده و با ياران خويش هزيمت شده . » با محمد بن عبد الله سخن كردند كه او را بر دارد و سر و صدا كردند كه مظفر بن سيسل را با ياران وى فرستاد و دستور داد عامه را بازگرداند و نگذارد چيزى از اثاث ابن ابو عون را بگيرند به آنها خبر داد كه وى را از كار كشتيها و درياپيماها [ 1 ] بحريه و جنگ معزول كرده و اين كار را به برادر خويش عبيد الله بن عبد الله داده ، مظفر برفت و كسان را از خانهء محمد بن ابو عون دور كرد . به روز پنجشنبه يازده روز مانده از ماه ربيع الاول سپاه تركان كه از سامرا به بغداد مىآمد به عكبرا رسيد . ابن طاهر ، بندار طبرى را با برادر خويش عبيد الله و ابو السنا و مزاحم بن خاقان و اسد پسر داود سياه و خالد ( 312 بن عمران و ديگر كسان از سرداران خويش را روانه كرد كه

--> [ 1 ] كلمهء متن : البحريات .